السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

408

تفسير الميزان ( فارسي )

شافعان هيچ كس نداريم » اشاره است به اينكه در آن روز شافعانى هستند و گرنه ، هيچ نكته اى در كار نبود كه اقتضاء كند شافع را به لفظ جمع بياورد ، بلكه جا داشت بفرمايد : ما شافع نداريم و در روايت هم آمده كه اين سخن را وقتى از در حسرت مىگويند كه مىبينند ملائكه و انبياء و بعضى از مؤمنين ديگران را شفاعت مىكنند . * ( « فَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * در اين جمله مشركين آرزو مىكنند كه اى كاش به دنيا برگردند و از مؤمنين باشند تا به آن سعادتى كه مؤمنين رسيدند ايشان نيز برسند . * ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لآيَةً ) * . . . * ( لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » ) * يعنى در اين داستان كه ما از ابراهيم ( ع ) نقل كرديم ، كه وى بر طبق فطرت ساده خود ، راه توحيد را پيش گرفته ، روى دل به سوى رب العالمين كرده ، از بتها بيزارى جست و عليه بتپرستان و وثنىها احتجاج نمود ، آيتى است براى هر كس كه در اين داستان تفكر كند . علاوه بر اينكه در ساير داستانها و گرفتاريها و ابتلاآتى كه در اينجا ذكر نشده ، نيز آيتهايى است براى صاحبان خرد ، مانند در آتش افتادنش و آمدن ملائكه به ميهمانيش و هجرت دادن يگانه فرزندش اسماعيل و مادر او هاجر را در ته دره مكه و ساختن كعبه اش و ذبح اسماعيلش . * ( « وَما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ » ) * - يعنى بيشتر قوم ابراهيم ايمان نياوردند ، و بقيه الفاظ آيه روشن است . بحث روايتى در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَاجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الآخِرِينَ » ) * نقل كرده كه فرمودند : مقصود از اين لسان صدق در آخر الزمان ، على بن ابى طالب ( ع ) است « 1 » . مؤلف : در اين روايت دو احتمال است ، يكى اينكه تفسير آيه باشد ، يعنى غير از على بن ابى طالب ( ع ) كسى منظور نباشد ، دوم اينكه جرى و تطبيق باشد ، يعنى على ( ع ) يكى از مصاديق لسان صدق باشد . و در كافى به سند خود از يحيى از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود :

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 123 .